نوشته های یک پیرزن

نوشته های سیاسی اجتماعی اقتصادی فرهنگی و طنز یک پیرزن

قبر در آمریکا

امروز در اکثر روزنامه ها نوشته بودند که برای حل مشکل قبر در شهر تهران از این به بعد قبور ٣ طبقه می شوند

تا کنون یکی از مزایایی که برای قبور قدیمی در نظر می گرفتند می گفتند درخت دارد برق دارد آب دارد و غیره که قیمت‌آن حدود ٢٠ الی ٣٠ میلیون تومان بود

اما تا چند سال آینده می گویند قبر های این ردیف نزدیک به قاره آمریکا است اصلا از آن طرف نزدیک تر است و فاتحه ارسالی شما از آن طرف زودتر به دست مرده می رسد در نتیجه این قبرها حدود ١٠٠ میلیون تومان البته اگر بخواهید قبر نزدیکتر هم داریم مثلا به همین کشور همسایه افغانستان یا پاکستان راه دارد و قیمت ‌انها مناسب تر است البته اگر بخواهید یک سری قبر هم داریم در مناطق خوش آب و هوا که به کشورهای مالزی و چین و سنگاپور نزدیک است بهر حال آنها همآب و هوای بهتری  و هم مناطق دیدنی فراوانی دارند می توانید با یک تیر چند نشان بزنید هم بر سر قبر مرده خود بروید و هم از مناطق دیدینی آن کشور لذت ببرید

بنده در همین جا وصیت می کنم اگر مردم مرا در روستای پدری ام خاک کنند تا نزدیک خاطرات کودکی ام باشم

   + روزنامه نگار نحس ; ۱:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٩
    پيام هاي ديگران ()

سارای من

این نوه من سارا که حدودا پنج سال دارد دختر جالبی اصولا خیلی بزرگتر ازسن اش حرف می زند

پدر و مادر سارا هر دو کارمند هستند و دخترشان را هر روز صبح می آورند پیش من البته تا چند ماه پیش می بردند مهد کودک اما هزینه هایشان رفته بالا می آورند اینجا امروز صبح هم مثل بقیه روزها سارا را آوردند البته باید بگویم این نوه خوشگل من علاقه عجیبی به خوابدین دارد امروز صبح که آمدند من در را باز کردم و به سارا گفتم سلام خوبی گلم

سارا گفت : نه

و در ادامه فریاد زد

سارای بدبخت

سارای بیچاره

سارای در به در

سارای بی خواب

ای خدا من تا کی باید از دست این بابا و مامان ظالم ام عذاب بکشم

ای خدا من را نجات بده

و رفت توی اتاق و روی تخت خوابید

و من و مادراش تنها به او نگاه کردیم و خندیدیم 

   + روزنامه نگار نحس ; ۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٦
    پيام هاي ديگران ()

خدایا غم دارم

خدایا چگونه می شود غذا خورد در حالی که بچه ای برای خوردن اندک ماکارونی لحظه شماری می کند خدایا آنقدر به من پول بده تا بتوانم به تمام انسانهای دنیا کمک کنم تا کسی گرسنه نباشد

چند روز پیش دخترم که توی قسمت مالی انستیتو کانسر بیمارستان امام خمینی کار می کند گفت : یک روز یکی از بیماران ما آمد همراه با پسر بچه اش که حدودا ٨ سال دارد برای انجام کارهای بیمارستان اش وقتی می خواست از پیش ما برود ممدکارمان گفت موقع رفتن پیش من بیا .

او هم آمد .

مددکار شروع کرد از توی کمدها مقداری حبوبات و کنسرو و چند تایی هم ماکارونی گذاشت داخل یک کیسه و داد به بیمار ما بچه که متوجه ماکارونی شده بود با صدای بلند و خوشحال گفت آخ جون ماکارونی هم داره مامان میشود امشب شام برایم ماکارونی درست کنی آخه شش ماه نخوردیم 

   + روزنامه نگار نحس ; ٦:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٥
    پيام هاي ديگران ()

فرهنگستان بی فرهنگ

امروز در خبر ها خواندم که فرهنگستان زبان با تشکیل حضور سه نفر تشکیل شده است .

علت عدم حضور سایرین اختلاف با آقای حداد عادل بوده است

واقعا جای تاسف است محلی که برای گسترش زبان فارسی ایجاد شده  به مکانی برای پز دادن و قیافه گرفتن تبیدل شده است که چه فلانی عضو فرهنگستان زبان است ( به قول ظریفی خوش به حال ننه اش )

در دوران کنونی که حتی تلویزیون شروع به نوشتن اشتباه کلمات و جملات می کند و به قول خودشان آنها را محاوره ای می نویسند واقعا چه نیازی است که ما فرهنگستانی داشته باشیم بی فرهنگ که به خاطر اختلاف نظر یا هر چیز دیگری تشکیل جلسه ندهد و زبان شیرین فارسی ما کم کم به تاریخ بپیوندد

دور نیست زمانی که ما هم مثل کشور ترکیه دیگر نتوانیم متون ادبی خود را بخوانیم البته همین حالا هم اگر کتابهای سعدی و حافظ را دست بچه هایمان بدهیم شاید بتوانند با من من کردن بخوانند اما هرگز نمی فهمند که چه می خوانند

جای تاسف است

   + روزنامه نگار نحس ; ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱۳
    پيام هاي ديگران ()

طلاق

دیروز در خبر آنلاین خواندم ( این چند وقت کلی اینترنت یاد گرفتم ) که سامان گلریز یا به قول ما خانم ها خاله سامان گفته اند که اکثر طلاقها به خاطر بی تفاوتی در آشپزی است به قول مولانا :«هر کسی از ظن خود شد یار من » البته یکی از دلایل طلاق شاید همین باشد اما این نیست

دلایل طلاق از نظر بنده

١- حرف نزدن : در زندگی اگر می خواهید مشکلی نداشته باشید با همسر خود حرف بزنید منظور از حرف زدن نه اینکه برای هم داستان بگویید بلکه اگر مشکلی دارید یا  دلخوری حتی کوچک به هم بگویید من با شوهر خدا بیامرزم هر وقت مشکلی داشتیم که نمی توانستیم بگوییم می نوشتیم چون اگر نگوییم جمع می شود و آن وقت می شود یک غده بزرگ که قابل حل نیست « اندک اندک جمع گردد وانگهی دریا شود »

٢- محبت نکردن: محبت کردن خرید طلا و جواهر و یا وسایل خانه و یا حتی دادن کل حقوق به خانم خانه نیست بلکه محبت کردن باید دو طرفه باشد چون این یک ترازوی شاهین دار است که اگر یک کفه آن سنگین شود تعادل به هم می خورد اما محبت کردن را می توان با گفتن جملاتی مثل عزیزم جانم خوشگلم مهربانم و از این جور کلمات و یا با خریدن گل یا یک چیز ارزان قیمت و یا حتی بوس کردن می توان این محبت را نشان داد البته بعضی از آقایان فکر می کنند اگر جملات بالا را بگویند بی کلاسی است و به نوعی زن ذلیلی بودن شخص را نشان می دهد در صورتی که ما داریم « از محبت خارها گل می شود »

٣-شیطانی : منظور از شیطانی همان هم بستر شدن یا نزدیکی است به جرات می توان گفت حدود ٨٠% طلاق ها به خاطر عدم لذت بردن هر دو طرف از این عمل است .

یکی از دلایل عدم لذت بردن صحبت نکردن در مورد آن است اگر همین حالا بروید و از مردم بپرسید همسر شما در هنگام نزدیکی چگونه به اوج می رسد می گوید نمی دانم و این یعنی ضعف یعنی عدم آگاهی البته در این زمینه مردها چون تقریبا به آن لذتی که می خواهند می رسند این زنها هستند که در اکثر مواقع سرشان بی کلاه می ماند

در این زیمنه احادیث و روایات بی شماری داریم ؛ امام حسن عسگری (ع) می فرماید :هنگام نزدیکی شایسته نیست که زن را به شتاب اندازد و تا وقتی که نیاز زن بر آورده نشده نباید او را رها سازد

۴- من من کردن : یکی دیگر از دلایل طلاق من من کردن است اگر یکی از دو طرف در زندگی فکر کند که همه کارها را او انجام می دهد و مثلا مردها فکر کنند چون کار می کنندپس همه چیز برای آنها است و هر حرفی که می زنند باید همان باشد و یا خانم ها فکر کنند چون غذا می پزند و یا بچه داری می کنند پس هر چه بخواهند باید همان شود این بزرگترین اشتباه است « افتادگی آموز اگر طالب فیضی  هرگز نخورد آب زمینی که بلند است »

۵- نا آشنایی : همان دیروز از قول رئیس مرکز نظام روانشناسی کشور خواندم از هر چهار ازدواج یکی به طلاق می انجامد یکی از بزرگترین و اساسی ترین مشکلات قبل از ازدواج هم شان نبودن خانواده ها است ما در اسلام هم داریم که باید خانواده ها هم کوف باشند البته منظور پول داشتن یا فقیر بودن نیست البته یکی از شرایط هم  همین وضع مالی است اما فرهنگ ها و آداب و رسوم و فکر و عقیده باید یکی باشد نه اینکه امروز کسی را دیدیم و از او خوشمان آمد برویم ازدواج کنیم

نه اینگونه نیست بلکه باید هم شان باشند در همه زمینه ها این همان ترازوی شاهین دار است و این امکان پذیر نیست مگر با صحبت کردن و حرف زدن در مورد آداب رسوم عقاید و نظرات

دلایل دیگری هم هست که به علت طولانی شدن بحث از آنها صرف نظر می کنم

   + روزنامه نگار نحس ; ٧:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢٩
    پيام هاي ديگران ()

جواب هالو

این سید که خدا بگم ببراش کربلا شاید یکی دو هفته ای همه از شراش مخصوصا خانم فداکار و مهربان اش راحت شوند برای بنده نوشته است

می نیست، اگر چه آب آلبالو هست

نی نیست، اگر چه عرعر یابو هست

با پیره زنان چارده ساله بگو

گر بخت شما باز نشد، هالو هست

البته من از این نوشته ایشان کلی مسرور شدم اما در جواب ایشان باید بگویم

تو اگر بیل زنی بر خود زن
یک دو تا هم به ته ماتت زن
این همه عمر بله قربان گو
از پس زن چو خمیده است گلو
با همه تجربه ات حالا تو
رفته ای در پی کار بی خود
در پی وصل دو تا پیر شدی
باعث کم شدن عمر شدی
بگذارید نفس ما بکشیم
از پس تنهایی آهی بکشیم
که همه عمر به پای مردان
ریخته ایم ما جوانی هامان

سید محمد مادر جان ناراحت نشوی البته ببخشید اگر بی ادبانه شد اما خوب مجبور شدم ( به قول این نوه ام ) از دیشب تو مد حال گیریم

   + روزنامه نگار نحس ; ۱:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢٥
    پيام هاي ديگران ()

حال گیری

دیشب پسر کوچکم ( به قول پسر بزرگم ته دیگ ننه ) نمی دانم توی کدام خراب شده ای خوانده بود غیبت کردن و شایعه پراکنی  برای خانم ها خوب است .

میگفت دانشمندان متوجه شدن این کار باعث خوشحالی آنها می شود و بر روی مخشان تاثیر دارد و از این جور حرفها ولکن هم نبود هی می گفت اگر زنها غیبت نکنند می میرند و تلف می شوند و اصلا افسردگی میگیرند و هزار و یک جور دری وری دیگر .

من هم آخر سر برای اینکه هم حال پسرم را گرفته باشم و هم از دخترهام و عروسهام دفاع کرده باشم گفتم اصلا حالا که اینطوری شد شما مردها عرضه صحبت کردن ندارید یعنی اصلا بلد نیستید صحبت کنید چه برسد به غیبت و جای همگی تان خالی من که اینطوری گفتم دخترها هم شروع کردن و یک حالی از همه آقایان گرفتیم که آن سراش نا پیدا . تازه هی گفتن گرسنه هستیم شام چی شد ما هم در کمال آرامش جواب دادم می خواهیم زنده بمانیم پس داریم غیبت می کنیم و تازه رژیم هم داریم پس شام خبری نیست

   + روزنامه نگار نحس ; ۸:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢٥
    پيام هاي ديگران ()

ب بسم الله

سلام

من یک پیر زن ( پیر زن خودتی بی تربیت ) من یک دختر دم بخت ( آخه شوهرم حدود ٨ سال فوت کرده ) ١۴ ساله نهایتا ١٢ ساله هستم که تازه رایانه را یاد گرفتم و می خواهم در این وبلاگ مطالبی را که دوست دارم بنویسم البته شاید در روز سه الی چهار بار شود شاید هم چند روز اصلا ننویسم معلوم نیست ولی پنج شنبه و جمعه اینجا تعطیل است شاید پنج شنبه ها هم نیمه وقت کار کنیم و جمعه ها هم اضافه کاری اما در هر صورت این همیشه گی نیست

تا فردا خدا حافظ

   + روزنامه نگار نحس ; ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢٤
    پيام هاي ديگران ()